? Why did CPR change from A-B-C to C-A-B
The 2010 CPR Guidelines rearranged the order of CPR steps. Now, instead of A-B-C, which stands for airway and breathing first followed by chest compressions, the American Heart Association wants rescuers to practice C-A-B: chest compressions first, then airway and breathing. Some have asked, why did CPR change?1
Answer: Just like you can hold your breath for a
minute or two without having brain damage, victims of cardiac arrest can go a
minute or two (actually a lot longer than that) without taking a breath. What
cardiac arrest victims really need is for that blood to get flowing again
When rescuers are
worried about opening the airway and making an adequate seal, plus the
"ick" factor and possibly digging a CPR mask out of a purse or
briefcase, the delay can be significant. All that extra time is getting in the
way of real help: Chest compressions
In its summary of the changes, the American Heart Association explained it this
way:1
In the A-B-C sequence chest compressions are often delayed while the responder
opens the airway to give mouth-to-mouth breaths or retrieves a barrier device
or other ventilation equipment. By changing the sequence to C-A-B, chest
compressions will be initiated sooner and ventilation only minimally delayed
until completion of the first cycle of chest compressions (30 compressions
should be accomplished in approximately 18 seconds)
AHA Recommendations (Changes):
According to the new guidelines, some of the IMPORTANT recommendations include:
Those carrying out CPR need to increase the speed at which they administer of
chest compressions to a minimum rate 100 times a minute
The depth of these compressions must be increased to at least 2 inches in
adults and children and to 1.5 inches in infants
The rescuers are advised to avoid leaning on the patient’s chest and to
continue compression without too much ventilation
Teamwork techniques should be learned and put to effective practice on a
regular basis
Quantitative waveform capnography, (which is used to measure carbon dioxide
output) must be used to confirm CPR quality
Therapeutic hypothermia (decreased body temperature) should be considered after
resuscitation, as a part of an overall inter-disciplinary system of after-care
Atropine is no longer recommended for the management and treatment of pulse
less electrical activity (asystole), on a regular basis
The new guidelines also strongly advise that the untrained rescuers confine
themselves to providing Hands-Only CPR ;in other words they provide just the
chest compression for unresponsive, non-breathing adults
«لارا تامپسون»، ۲۶ ساله بود که زندگیاش عوض شد. در ابتدای سال ۲۰۰۸، او مقیم «رُد آیلند» بود و در یک پژوهشکده پیشگیری از ایدز کار میکرد که ناگهان دچار بیماری اسهال و استفراغ شد.
او در ابتدا فکر کرد که دستگاه گوارشش دچار عفونت ویروسی شده یا نظم دستگاه گوارشش به خاطر استرس به هم ریخته و بنابراین تصور نمیکرد که مشکلاش، بیش از چند روز ادامه پیدا کند.
اما این طور نشد و لارا در عرض سه هفته، بین ۷ تا ۹ کیلوگرم از وزنش کم شد. به خاطر اسهال شدید، مجبور بود هر آن که احساس دفع به او دست میداد به دستشویی برود و نمیتوانست سر کارش برود.
وقتی او با یک پزشک مشورت کرد متوجه شد که مشکلاش چیزی بیشتر از یک عفونت ساده ویروسی است. معلوم شد که دستگاه گوارش او با یک باکتری به نام کلستردیوم دیفیشیل Clostridium difficile آلوده شده است. به خاطر وجود مقاومت آنتیبیوتیکی، درمان عفونت با این باکتری دشوار است.
پزشکان، نخست او را با مترونیدازول درمان کردند که آثار جانبی نامطلوبی مثل تهوع و تشدید سردرد میگرنی را در لارا در پی داشت و منجر به درمان او نشد. داروی بعدی که برای تجویز شد، ونکومایسین بود که یک آنتیبیوتیک وسیعالطیف به حساب میآید. این آنتیبیوتیک هم مؤثر نشد و درمان با ونکومایسین باعث شد که عفونت قارچی هم بگیرد.
اوضاع برای لارا بدتر میشد و مسئولان محل کار او، از آنجا که میترسیدند او عفونت را به بیماران حساس مبتلا به ایدز منتقل کند و شرایط این بیماران را بحرانی کند، از او خواستند که در محل کار حاضر نشود.
چندین ماه، اوضاع به همین روال ادامه یافت، انواع رژیمهای دارویی برای لارا تجویز میشد و هیچ کدام موثر واقع نمیشدند، موهای لارا شروع به ریزش کرد و عضلاتش تحلیل رفتند. تا تابستان سال بعد او ۱۸ کیلوگرم از وزنش را از دست داده بود و ناامید شده بود.
اینجا
بود که او در اینترنت دنبال درمانهای جایگزین جستجو کرد تا اینکه به
توضیحاتی در مورد یک شیوه درمانی خاض برخورد که در آن از هیچ دارویی
استفاده نمیشد. این درمان عجیب، عبارت بود از «پیوند مدفوع»!
بله! اشتباه نخواندید: پیوند مدفوع یعنی قرار دادن مدفوع صاف و رقیقشده فردی با روده سالم در روده بزرگ یک بیمار!
این کار به این منظور انجام میشود که کلونی یا جمعیت باکتریایی یک بیمار با یک کلونی تازه و متفاوت جایگزین شود.
لارا
در این زمان چیزی برای از دست دادن نداشت و میخواست این درمان را امتحان
کند. در این زمان او تقریبا بیشتر اوقات خود را در دستشویی میگذارند،
گریه میکرد و دچار مشکل روحی شده بود.
او
از چیزهایی که پیدا کرده بود، پرینت گرفت و پزشکی را پیدا کرد که آشنا
باین شیوه درمانی بود. این پزشک «کالین کلی»، یک متخصص بیماریهای دستگاه
گوارش بود.
در
اواخر اکتبر سال ۲۰۰۸، پیوند مدفوع به صورت سرپایی روی لارا انجام شد. مثل
یک کولونوسکوپی، لارا قبل از پیوند ، داروهای ملینی استفاده کرد که رودهاش
را پاک کرد. دوست پسر لارا هم دهنده مدفوع شد !
تنها
در عرض دو ساعت بعد از پیوند مدفوع، لارا حس کرد که بهتر شده است و با
گذشت سه سال از این پیوند، دیگر او دچار عفونت مجدد با کلستردیوم دیفیشیل
نشده است.
روده بزرگ همه ما مملو از باکتریهایی است که با ما همزیستی دارند و بیماریزا نیستند، این باکتریهای عرصه را برای رشد باکتریهای بیماریزا تنگ میکنند. این جمعیت باکتریایی سودمند که به آنها فلورای نرمال روده بزرگ هم گفته میشود، تا زمانی که ترکیب طبیعی خود را داشته باشند، باعث مقاومت ما نسبت به عفونت با باکتریهای مثل کلستردیوم میشوند. اما هر زمان که به عللی این ترکیب طبیعی به هم بخورد، روده ما مستعد بیمار شدن با باکتریهای بیماریزا میشود.
اینجاست
که «پیوند مدفوع» معنی پیدا میکند. دهنده نمونه مدفوع بهتر است یک آشنای
نزدیک بیمار باشد ، مدفوع صافشده حاوی فلور میکروبی دهنده است که میتوان
آن را به شخص انما کرد یا با یک لوله بینی-معده وارد روده باریک شخص کرد.
البته
پیوند مدفوع علاوه بر کاربرد درمانی در عفونت روده با کلستریدیوم در درمان
بیماری کولیت اولسراتیو که شکلی از بیماری التهابی روده است، هم کاربرد
پیدا کرده است.